گزارشي از پشت صحنه تله فيلم "بلور باران"
ماجراهای آقای نویسنده و مهمان ناخوانده
سايت خبري سيمافيلم / زهرا الوندي : " بلور باران" بهانه ای است برای این که در روزهای گرم تابستان ، یک گروه در خانه ای در دربند جمع شوند تا نود دقیقه ای را رقم بزنند که بتواند 90 دقیقه از وقت تماشاگران تلویزیون را به خوبی پر کند. از آن 90 دقیقه ها که شاید وادارمان کند کمی جدی تر فکر کنیم یا حداقل ما را کمی از حال و هوای روزمرگی به در بیاورد .
عین همه لوکیشن های بالای شهر مکانی سر سبز است و زیبا . قبل از هرچیز و به محض این که از هیجان خنکی اینجا خارج شوی توجه ات جلب می شود به علیرضا خمسه. با این گریم متفاوت وودی آلنی اش. با همان موهای مجعد همیشگی و عینک فریم مشکی وودی آلنی ، آرایش مو و دستکش های سپید. وسط باغ کنار استخر نشسته روی صندلی و فیلمنامه را می خواند. تا نرفته جلوی دوربین ، همان چهره خندان و مهربان را دارد ولی به محض این که جلوی دوربین قرار می گیرد ، دیگر ازآن خمسه خندان خبری نیست. حالا مردی جدی و دقیق و منضبط است که جلوی دوربین زندگی می کند. نازنین توسلی طراح چهره و لباس این تله فيلم ، خوب ذهنیت ایمان افشاریان نویسنده فیلمنامه را منعکس کرده است.
خمسه در اينجا نقش "مجید قریب" را بازی می کند. خانه اش فضایی سنتی دارد . صندلی های لهستاني ، قاب عکس های قدیمی و کتابخانه پر کتاب. این دکور یعنی که اینجا خانه مردی است اهل مطالعه و نوشتن. در کنار همه اینها ساعت های بی شماري توجه را به خود جلب می کند که این همه نشان از نظم و انضباط صاحبخانه دارد. "مجید قریب" یک نویسنده با وسواس و بسیار دقیق است. يک مترجم رمان های فرانسوی که حتی بر سر انتخاب واژه ها هم وسواس به خرج می دهد .
خمسه در باره نقشش می گوید : " مجید قریب نگاهی متفاوت به زندگی دارد . او مردی است که با فلسفه و دنیای سخت آن ارتباط نرم و تنگاتنگی دارد . مجید یک مترجم عادی نیست. حتی برای انتخاب واژه ها هم مدت ها با خود فکر می کند و سر و کله می زند .
او در ادامه مي افزايد : " نقش من در این تله فيلم با بقیه نقش هایم تفاوت دارد. من سعی کرده ام متفاوت بودن نقش را درهر پلان و با میمیک صورتم نشان بدهم . این بار قرار است نقش مردی را بازی کنم که اهل تفکر بسیار است. مردی که در لحظه لحظه های زندگی اش نظم و ترتیب رعایت شده است . "
قریب این تله فیلم و خمسه آشنای خودمان درباره گریمش هم می گوید که گریمش ما را یاد وودی آلن می اندازد: " آلن مردی اهل فلسفه و اندیشه است. اتفاقا آرامش خاصی را در کارهای او سراغ دارم. من و شاهد احمد لو به این نتیجه رسیدیم که مجید قریب هم بیننده را به فضايي آشنا هدایت کند. "
یکی از دلایلی که احمدلو خمسه را انتخاب کرده ، تسلطش یر زبان فرانسه بوده است . خود احمد لو می گوید : " می دانستم که بعد از زبان مادری اش ، به زبان فرانسه مسلط است. در اصل می توان گفت که زبان دوم خمسه فرانسه است. گزینه های زیادی را تهیه کننده به من معرفی کرده بود اما نظر خود من روی خمسه بود . باید بازیگری را انتخاب می کردم که واژه های فرانسوی را خوب ادا کند . این طوری حجم عظیمی از کار از روی دوشمان برداشته می شد."
آنها برای طراحی گریم هم از همین مسلط بودن به فرانسه قریب ایده گرفته اند ؛ فرانسه و وودی آلن و شباهت زیاد فیلمنامه و شباهت حال و هوای قریب به کارهای آلن و ... . احمد لو مي گويد: " فکر کردم فضاي متفاوت تر از بقیه کارهای تلویزیونی ایرانی در کارم به وجود بیاورم . این روزها هم که هی می گذرند تصور می کنم به آنچه می خواسته ام رسیده ام . انتخاب بازیگرانم و عوامل همه همان طور که می خواستم... "
***
قاچ های خنک خربزه یکی یکی خورده می شوند. جگر همه که خنک می شوند راه می افتند داخل خانه. طولي نمی کشد که شاهد احمد لو فرمان سکوت می دهد : سه ، دو ، یک و تصويربرداری آغاز می شود .
مجید قریب یا همان خمسه با همان دستکش های سفید نشسته روی صندلی لهستانی میراث خانوادگی . جوری سرش را خم کرده که فاصله مناسب را از صفحه کتاب داشته باشد. دوربین روی یک نیم دایره خمسه را استتار کرده .
احمد لو کات می دهد. راضی نیست . خمسه دیالوگی ندارد و همان طور ساکت است. احمد لو می خواهد دوباره بگیرد و می گیرد. این بار نور را جا به جا می کند و باز خمسه با همان دستکش های سفید می نشیند روی صندلی لهستانی و با فاصله مناسب خم می شود روی تاب!
باز هم کات . این بار زاویه دوربین را عوض می کنند . احمدلو هنوز در فکر است که چه کند . به دلش نمی چسبد . نیم ساعت طول می کشد تا بالاخره نور و فضا همان می شود که کارگردان می خواهد . این بار که کات می دهد همه نفسی به راحتی می کشند .
باز دوباره همه هدایت می شوند بیرون .زيبا بروفه هم از اتاق گریم آمده بیرون. در این صحنه ظاهرا قرار است او هم بازی داشته باشد . آب می خواهد . پی آب می گردد.
شهرزاد کمال زاده آن طرف استخر دارد با تلفن حرف می زند . همه به نوعی سرشان به کارشان گرم است.
حدود چهل و پنج روزتصويربرداري کارطول کشیده . احمد لو می گوید سعی کرده با توجه به موضوع ، بهترین بازیگرها را انتخاب کند.
حسین طاهری ، تهیه کننده کار است. می گوید : "این کار از تلویزیون پخش می شود ولی ما به اندازه یک کار سینمایی برای آن وقت و انرژی گذاشتیم . سعی کردیم بهترین لوکیشن ها را انتخاب کنیم و فکر کنم بهترین فضا را برای خانه قریب انتخاب کردیم."
نازنین توسلی (طراح صحنه و لباس) دارد دوباره صحنه را چک می کند . گاهی وسیله ای را جا به جا می کند. اولین کار جدی اوست. در پروژه های قبلی دستیار بوده و این به قول خودش اولین کار مستقل اوست. انگار طاهری می خواسته در این پروژه کمی به جوان تر ها هم فضا بدهد . نوشا شاهینی هم اولین تجربه عکاسی پشت صحنه را در این پروژه تجربه می کند . برای همین هم سعی می کنند هر چه بهتر کار کنند. به هر حال کارگردان این تله فیلم هم کارگردان جوان و پرشوری است و شاید بهتر باشد جوان ها را به هم بسپارند که زبان هم را بهتر مي فهمند . خمسه هم می خندد و می گوید با این گریم ده سال جوان تر شده است و با همان خنده دوست داشتنی می گوید از این بابت خوشحال است.
همه آرام کارشان را انجام می دهند اما موج شادی و سرزندگی در فضای تصویربرداری " بلور باران" را راحت می شود گرفت. وحید معدنی آن دورها ایستاده و حواسش به همه هست. می خواهد همه چیز مرتب باشد . در عین حال که صمیمی و مهربان است ، نظم و ترتیب لوکیشن را خوب حفظ می کند . حساسیت زیادی هم دارد روی این که اگر قراراست اسمی آورده شود اسم همه بیاید ؛ همه آنهایی که زحمت کشیده اند و با هم کار را پیش برده اند . خودش عوامل را معرفی می کند تا در حق کسی اجحاف نشده باشد :
کارگردان : شاهد احمدلو ، تهیه کننده : حسین طاهری ، مدیر تولید : وحید معدنی ، نویسنده : ایمان افشاریان ، مدیر تصویربرداری: محسن فلاحی ، برنامه ریز و دستیار کارگردان : مهرداد یزدانی ، صدابردار : علیرضا نیازی ، طراح صحنه و لباس: نازنین توسلی ، طراح چهره پردازی : محمد رضا قومی ، منشی صحنه : ملیحه کورش زاده ، عکاس : نوشا شاهینی ، مدیر تدارکات : سعید معدنی ، روابط عمومی : سپیده سعیدی.
تاریخ انتشار:4/5/89
ساعت انتشار:13:40
|