Loading ... Please wait...
سيما فيلم - آقای لبخند و حکم شادی
 
صفحه اصلیمعرفی مرکزنقشه سایتتماس با ماجستجودانلود فایل
 
12 شهریور 1389 ساعت 09:02
 
 
 
 
 
 
چاپ ارسال به دوست

 
چهره هفته :علیرضا خمسه
آقای لبخند و حکم شادی

سايت خبري سيمافيلم / آرزو شهبازي :
در دنیای عبوس امروز ، این که همیشه سرشار لبخند باشی ، شاید دشوارترین  کارهاست ،  اما برای او که بازی هايش  تلفیقی از طنز و شوخی های سینمای کمدی و شادی های ناب سینمای کودک است، این لبخند همیشگی ، نوعی آگاهی و تلاش برای برون رفت از بستر ناشاد دنیای امروز است.
علیرضا خمسه از نسل آدم ها و همسایه هایی است که به قول خودش همدیگر و شادی های همدیگر را می شناختند و زندگیشان شاد و ساده بود. اما شادي آن آدم ها  تا دنیای ما ادامه نيافت . خیلی کم بودند آنهایی که به واسطه تعهدشان به نوع اصیل شادی  و به خاطر تاثیر لبخند بر زندگی مردم جامعه شان ، کارهایی مثل بازیگری کمدی را انتخاب کردند ، آن هم در سینمایی که کمدی در آن مسیری ناهموار و رو به زوال را پیموده است . سینمایی که گسترش آن  بیش از هر چیز نیازمند سعه صدر در جامعه و تحمل شنیدن نقد از سوی همه اقشارمردم است. علیرضا خمسه حالا دیگر در این سال ها همواره و در هر گفت و گویی ، نشان داده که دهه 60 و 70 نوستالژی او در زمینه سینمای کمدی است ؛ دهه هایی که اوج هنرنمایی او بود و بازی های ماندگاری را در فیلم های « روز باشکوه »، « آپارتمان شماره 13 »، « جیب برها به بهشت نمی روند » و« شکار خاموش » از او به یادگار گذاشت.
خمسه دوره های پانتومیم ، حرکات بدنی و بازیگری را در سال های اولیه انقلاب در فرانسه آموخت . پس از بازگشت به ایران در سال 1360 ، برای اولین بار در فیلم « مرگ یزدگرد » بهرام بیضایی مقابل دوربین رفت . در همان دوران بود که به خاطر نوع اجراهای کمیک خاص و حرکات بدنی و میمیک چهره اش ، در میان مخاطبان تلویزیون به بازیگر محبوبی بدل شد و در برنامه هایی مثل « نوروزنامه » ، « هوشی و موشی » ، « بورزید و بخندید » ، « حواستو جمع کن » و « نگاه سوم » که در آن سال ها ی فقر مجموعه های نمایشی  مخاطب را با قطعات نمایشی شان همراه می کردند ، بازی کرد .  اما بازی در مجموعه « هوشیار و بیدار » در سال 1367 بود که نام خمسه را بر سر زبان ها انداخت و با استقبال مخاطب کودک و بزرگسال مواجه شد . اتفاقی که اگر در آن  سال ها به اندک بودن شبکه های تلویزیون و برنامه های نمایشی آن برمی گشت ، اما پس از آن نیز به خاطر کاراکتر خاص و ویژگی های بازیگری خمسه ادامه یافت و مخاطبانش را در هر دو دسته کودک و بزرگسال جا داد. خمسه سال 67 یکی از متفاوت ترین نقش های خود را در فیلم «لنگرگاه » ساخته کیومرث پوراحمد بازی کرد . او در این فیلم ، نقش « حمزه » را بازی می‌کرد . او کارگر یک مسافرخانه در بندرعباس بود که پناهگاه دونوجوان شده بود که از تهران گریخته بودند .او در این سال در فیلم پرفروش  « روز باشکوه » ساخته کیانوش عیاری نیز با علی نصیریان ، گوهر خیراندیش و ایرج طهماسب همبازی شد . دو سال بعد ، « آپارتمان شماره 13 » به کارگردانی یدالله صمدی ، فصل جدیدی را در بازیگری او آغاز کرد . خمسه با بازی در نقش صاحب یک آپارتمان که برای فروش ملک خود از کرمان به تهران آمده بود ، با بازی روان و بیان خوب لهجه کرمانی  توانست جایزه بهترین بازی را  از جشنواره پیونگ یانگ کره شمالی در سال ۱۹۹۲ از آن خود کند .
مردی فضایی در فیلم « من زمین را دوست دارم » ساخته ابوالحسن داوودی ، نقش بعدی خمسه در سال 1372 بود که مثل دیگر بازي هایش با موفقیت همراه بود. یک سال بعد بود که او برای اولین بار در نقشی کاملا متفاوت ، مقابل دوربین حسن هدایت رفت و در فیلم « چشم شیطان » بازی کرد . اين فیلم حادثه ای با اين که از آثار کمدی او فاصله داشت ، اما قابلیت های تازه ای را در بازیگری او به نمایش گذاشت طوری که این فیلم ، کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد در دوازدهمین جشنواره  فیلم فجرشد . خمسه سال های پس از آن را به ساخت برنامه هایی برای گروه کودکان روی آورد . مجموعه « بنشین ، پاشو ، بخند » و بازی در مجموعه « میگی نه نگاه کن » برخی از این آثار بودند . حضور او در مجموعه تلویزیونی  «مرد هزار چهره » در سال 87 ، اولین همکاری کمدین های قدیمی و جریان های تازه تر طنز در تلویزیون بود.
جریانی که  به واسطه هوشمندی مدیری و شناخت او از کارش، یکی از موفق ترین جریان ها در این عرصه به شمار مي رود. شاید بتوان نقطه اشتراک خمسه و مدیری در زمینه کمدی را نگاه انتقادی و زبان متفاوت آنها دانست .
او در سال های اخیر ، نقش های دیگری نیز در سریال های  تلویزیونی برعهده داشت . نقش کوتاه او در سریال « یک مشت پرعقاب » ساخته اصغر هاشمی - که مایه هایی از طنز آشنای خمسه با لهجه آذری را در خود داشت - بازی متفاوتی در کارنامه او به شمار نمی رفت . از ديگر نقش هاي تقریبا جدی او بازي در سریال «شب هزار و یکم » به کارگردانی علی بهادراست که درکنار بازی ها و ساختار بد این سریال به یکی از کارهای ناموفق او بدل شد. اما حضور خمسه در این نقش نمی توانست موجب این تفکر باشد  که اوتنها برای نقش های کمدی ساخته شده است ؛ چرا که سال گذشته به خاطر بازی در یک نقش کاملا جدی در فیلم « بیست »  موفق به دریافت جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد مکمل از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر شد . و این اتفاق غریبی برای بازیگری بود که سال های عمرش را با سینمای کمدی وبرای سینمای کمدی   گذرانده و امروز در نقشی متفاوت از تمام آن آثار مورد توجه قرار می گیرد . این اتفاق ، شاید نشانه ای  است تا ما را به وجه دیگری از بازي این بازیگر محبوب  هدایت  کند ؛ وجهی که او را بازیگری تمام عیار معرفی می کند  نه فقط یک کمدین . درباره علايق و فعاليت هاي خمسه ، بسیار می توان  نوشت ؛ درباره دوستی اش با کتاب و ترجمه آثار ی در زمینه های گوناگون نمایشی ، درباره سال ها تدریس در دانشگاه های مختلف و تاسیس آموزشگاه بازیگری كودكان و نوجوانان با نام "مكتب سینما" در سال 1378  و ...
اما شاید مهم ترین وجه او ، همان لبخندی است که در این چند دهه ، با ما بوده و دین بزرگی بر گردن لحظه های خوشمان دارد. لحظه هایی که با هر شوخی و طنز او سرخوشانه خندیدیم و دنیا برایمان شبیه جایی شده که او تصویر می کند :
«...چون زندگي ما محدود است، دليل ندارد همه غم و غصه‌هاي جهان را بخوريم. نبايد فكر كنيم چرا بين كرات آسماني، زمين؟ چرا بين قاره‌ها، آسيا؟ چرا ايران؟ چرا سبزوار؟ خب من سبزواري‌ام، نبايد غصه بخورم چرا تهراني نيستم. بعضي‌ها مثلاً از اين كه يك كارگر زاده يا كشاورزاده خراساني هستند ناراحتند. ممكن است بعضي‌ها ترجيح بدهند به جاي پسر فلان آدم در فلان شهر، فرزند يك ميلياردر سوئيسي بودند، حالا چون اين اتفاق نيفتاده ناراحت‌اند. مثلاً بعضي‌ها دوست ندارند خمسه باشند، دوست دارند براد پيت! آنها فكر مي‌كنند اگر دي‌كاپريو بودند، حتماً خوشگل‌تر بودند؛ اما واقعيت اين است كه من خمسه‌ام و در اين دوره از زندگي و سنم به سر مي‌برم. خب اين هم لذت دارد. خيلي‌ها از 30 سالگي افسرده مي‌شوند، خيلي‌ها با كاهش ميزان ثروتشان افسرده مي‌شوند. خيلي‌ها با ازدست دادن عزيزي يا ترك يك سرزمين افسرده مي‌شوند. حالا بايد به زندگي جديد خو كنيم، نبايد غصه بخوريم كه از آن شهر رفته‌ايم و به اين روستا آمده‌ايم . به نظر من ما در هر شرايط و جغرافيايي محكوم به شادي هستيم .»

تاريخ انتشار :6/11/88
ساعت انتشار :17:00
 

Best Viewed In 1024 * 768 Resolution ©2007, Islamic Republic of Iran Broadcasting, Sima Film Information Department,
Email:
info@simafilmnews.ir

کلیه حقوق متعلق به مرکز سیما فیلم است            درج مطالب با ذکر منبع بلا مانع است