Loading ... Please wait...
سيما فيلم - سينمای مستند و تأثير آن بر سينمای داستانی
 
صفحه اصلیمعرفی مرکزنقشه سایتتماس با ماجستجودانلود فایل
 
20 شهریور 1389 ساعت 00:24
 
 
 
 
 
 
چاپ ارسال به دوست


سينمای مستند و تأثير آن بر سينمای داستانی

سايت خبري سيما فيلم / مينو فرشچي :
بهترين مستندسازان ايراني كساني هستند كه در تجربه‌ي ساخت فيلم‌هاي داستاني هم موفق و نامدار بوده‌اند. ظاهراً موفق‌ترين كارگردانان سينماي داستاني نيز كار خود را با مستندسازي آغاز كرده‌اند
سینمای مستند در بهترین شكل خود باید وقایع را طوری نشان دهد كه بیننده بتواند در آن داستانی را دنبال كند.
داستان مستند «عبور زهره از برابر خورشید» را «پیر ژول سزار جانسن» در سال 1874 با اختراع دستگاهی كه خودش آن را تپانچه‌ی عكاسی نامیده بود ثبت كرد تا سندی در تاریخ نجوم و هم‌چنین عكاسی و سینمای مستند باشد. (دوربین او به شكل استوانه‌یی بود كه در آن یك صفحه‌ی عكاسی چرخان كار گذاشته شده بود و در فواصل كوتاه به صورت خودكار عكس می‌گرفت تا رویدادی را به گونه‌یی مستند ثبت كند).
بعد از جانسن و اختراعش كه دیگران را نیز به فكر واداشت، «ادوارد مویبریج» كه عكاسی انگلیسی‌الاصل مقیم كالیفرنیا بود، در سال 1880 سلسله‌عكس‌هایی از تاخت اسب‌ها را به روش چراغ جادو نمایش داد و این شیوه را در مورد سایر حیوانات، پرندگان و حتی انسان‌ها نیز اعمال كرد. «ادیسون» و «لومیر» تقریبا هم‌زمان با اختراع كینه‌توسكوپ و سینماتوگراف به تولد سینما به شكل امروزی كمك كردند و اگر نام لومیر در شناسنامه‌ی صنعت سینما به عنوان پدر سینما ثبت شده به خاطر تفاوت كینه‌توسكوپ و سینماتوگراف از جهت وزن و قابلیت تحرك بوده است، چون اختراع لومیر یك دوربین پنج كیلویی قابل حركت بود كه برای ثبت مستندات به میان مردم رفت؛ نمایش «كارگران در حال ترك كارخانه»، «ورود یك قطار»، «غذا دادن به كودك» و ...، حال آن‌كه اختراع ادیسون سنگین و عملاً غیرقابل حركت بود و فقط قادر به ضبط و پخش چیزهایی بود كه در برابرش قرار می‌دادند؛ نمایش «وودویل» و صحنه‌هایی از «رقص رقاصان» و «تردستی و بندبازی».
«رابرت جی فلاهرتی» اولین مستندسازی است كه ضرورت داستانی بودن فیلم مستند را تشخیص داد و حاصلش فیلم «نانوك شمالی» است در سال 1920 درباره‌ی زندگی اسكیموها، شكار، ساختن كلبه‌ی یخی و سفر با سورتمه كه با استقبال بی‌نظیر تماشاگران روبه‌رو شد؛ یكی از دلایل خشنودی تماشاگران از این فیلم موقعیتی است كه فیلمساز برای آن‌ها ایجاد كرده كه نگاهی است هم‌سطح نگاه كارگردان، به این معنا كه به تماشاگر اجازه داده شده در موقعیت یك كاوشگر و فیلمساز قرار گیرد. این فیلم زمانی كه سینمای داستانی، تنها سینمای محبوب جهانیان شده بود به موفقیت رسید و هنوز هم در صدر فهرست بهترین فیلم‌های مستند تاریخ سینمای جهان قرار دارد.
سینمای داستانی وفادار به داستان و قصه زمانی موفق است كه واقعی به نظر بیاید، بنابراین سینمای مستند و داستانی مرز مشتركی در حقیقت و مجاز دارند كه آن‌ها را از هم جدا می‌سازد.
سینمای ایران سال‌ها پس از شروع و گسترش سینما در جهان آغاز به كار كرد. سینمای مستند ایران قدمتی برابر با تاریخ سینمای ایران دارد. در سال 1900 (1269 هـ..ش.) سینمای ایران صاحب اولین فیلم خود «سفر مظفرالدین‌شاه قاجار به فرنگ» شد و «میرزا ابراهیم‌خان عكاسباشی» عكاس دربار به عنوان اولین فیلمبردار و فیلمساز ایرانی در تاریخ سینمای ایران به ثبت رسید. پس از میرزا ابراهیم‌خان، «خان‌بابا معتضدی» كار تهیه‌ی فیلم را دنبال كرد و مهم‌ترین مستندهای تاریخی سینمای ایران به نام اوست؛ مراسم ادای سوگند رضاشاه در مجلس مؤسسان در آذرماه سال 1304، تاجگذاری او در كاخ گلستان، شروع بنای راه‌آهن، جشن مشروطیت در مجلس شورای ملی، افتتاح رادیو تهران و ... كه زمانی 20 ساله را در بر می‌گیرد. از 1299 تا 1319 دوران طلایی كار حرفه‌یی خان‌بابا معتضدی به حساب می‌آید.در همین سال‌ها چند فیلم مستند باارزش كه جنبه‌های مردم‌شناسانه و كاوشگرانه‌ی قوی‌تری داشتند، توسط خارجی‌ها ساخته شدند. فیلم «علف» كه در سال 1924 (1304 هـ..ش.) از مراسم كوچ طایفه‌ی بابااحمدی - ایل بختیاری - تهیه شد، ساخته‌ی سه آمریكایی به نام‌های «مریان سی كوپر» در مقام كارگردان، «ارنست بی شودساك» به عنوان فیلمبردار و «مارگاریت هریسون» به عنوان دستیار كارگردان بود.
بعد از فیلم «علف» ، فیلم «راه‌آهن ایران» توسط اتحادیه‌ی راه‌آهن آلمان كه سازنده‌ی راه‌آهن ایران بود ساخته شد؛ فیلمی دو قسمتی برای ثبت این واقعه‌ی تاریخی و نشان دادن توانایی سازندگان آلمانی راه‌آهن، شامل نمایش راه‌های صعب‌العبور و دشواری جریان زندگی مردم ایران به‌واسطه‌ی سختی دسترسی به نقاط مختلف كشور و به‌طبع نمایش سهولت رفت‌وآمد مردم در قسمت دوم كه بعد به آن اضافه شد. سومین فیلم مستند كه سازنده‌ی آن فرانسوی‌ها بودند، فیلمی بود كه طی سفر آقای «آندره سیتروئن» به چین كه از طریق ایران و افغانستان صورت گرفت تهیه شد. نگاه سازندگان فرانسوی در ایران صحنه‌هایی از فقر، فلاكت و ادبار را دید كه ثبت و ضبط و نمایش آن، اعتراض ایرانیان داخل و خارج از كشور را برانگیخت (اكنون ما خودمان این مناظر را پیدا می‌كنیم و با رنگ و لعابی مناسب توسط دستگاه‌های پیشرفته ثبت می‌كنیم و در دسته‌بندی‌های استاندارد برای خارجی‌ها می‌فرستیم كه رنج سفر را بر خود هموار نكنند؛ آن‌ها فرقی نكرده‌اند و هنوز از دیدن این فیلم‌ها لذت می‌برند و حتی به ما دست‌لاف و جایزه هم می‌دهند، اما ما قدری فرق كرده‌ایم)!
این اعتراضات در داخل منجر به تدوین آیین‌نامه‌یی برای سانسور فیلم‌ها شد و از آن زمان كلمه‌ی «سانسور» به سینمای ایران راه پیدا كرد و جزیی از آن شد. مستندهای بعدی به‌واسطه‌ی هم‌زمانی با سال‌های جنگ جهانی دوم و حضور متفقین در ایران، بیش‌تر فیلم‌هایی خبری بودند كه توسط خبرنگاران تهیه می‌شدند. مستندسازی خبری تا زمان كودتای 28 مرداد و رفتن خبرنگاران و فیلمبرداران خارجی از ایران ادامه داشت.
در تاریخ سینمای مستند ایران به نام‌های زیادی برمی‌خوریم. بهترین مستندسازان ایرانی كسانی هستند كه در تجربه‌ی ساخت فیلم‌های داستانی هم موفق و نامدار بوده‌اند. ظاهراً موفق‌ترین كارگردانان سینمای داستانی نیز كار خود را با مستندسازی آغاز كرده‌اند. «ابراهیم گلستان» با مستند «از قطره تا دریا» در سال 1336 یك دهه زودتر از «ناصر تقوایی» كار خود را به عنوان كارگردان فیلم مستند شروع كرد. گلستان در دوران كاری كوتاه خویش چند فیلم مستند و چند فیلم مستند داستانی برجسته ساخت و كارگردانی نمود.
برای بیان تأثیر سینمای مستند بر سینمای داستانی شایسته است به آثار ابراهیم گلستان پرداخته شود، اما متأسفانه آثار ایشان در دسترس نیست و بیم آن می‌رود كه نتوان با تكیه بر حافظه به بررسی نمونه‌ها پرداخت، از این رو با مقایسه‌ی آثار دو فیلمساز نمونه‌ی دیگر یعنی ناصر تقوایی و «عباس كیارستمی» مطلب را دنبال می‌كنیم. در این مطلب از ژانر جنگی كه نیاز به بررسی مجزا و كاملی دارد سخن به میان نمی‌آوریم؛ ژانر جنگی در سینمای ایران یكی از استثنایی‌ترین مباحث سینمایی است، جنگی كه 8 سال دفاع بود و دفاعی كه نمونه‌اش در هیچ جای دیگر جهان دیده نشده است. برخی از مستندسازان جنگی به فیلمسازان بسیار موفقی تبدیل شدند. تأثیر سینمای مستند بر سینمای داستانی در این ژانر تا حدی است كه فیلمی جذاب با موفقیت غیرقابل باور «اتوبوس شب» را می‌بینیم و آن را باور می‌كنیم، چون بر اساس داستانی واقعی ساخته شده كه توسط نویسنده‌یی با 8 سال سابقه‌ی حضور و مبارزه در عرصه‌ی جنگ نوشته شده است.
تقوایی و كیارستمی به نسلی برتر در سینمای ایران تعلق دارند كه ما با برداشتن كلاه از سر به آن‌ها ادای احترام می‌كنیم؛ این نسل كه امروز همگی در هفتمین دهه‌ی عمر خود به سر می‌برند و نوابغ سینمای ایران به حساب می‌آیند، از آن نگارهای به غمزه مسئله‌آموز شده‌اند و استعداد فراوان برای دریافت آن‌ چه بر پرده‌ی سینمای زمان خود دیده‌اند و دریافت، تحلیل و پرداخت به جای تقلید، رمز ماندگاری و بقای هنر آن‌ها گردیده است. تأثیر سینمای مستند به گونه‌یی بارز در آثار هر دو فیلمساز دیده می‌شود. اگرچه وفاداری كیارستمی به سینمای مستند پررنگ‌تر است و در این عرصه او را صاحب سبكی كرده كه در ایران و حتی جهان به صورت مرجعی برای تقلید درآمده است، اما تقوایی هم در زمینه‌ی سینمای داستانی هرگز از نمایش داستان‌های واقعی فاصله نگرفته و بسیاری از آثار او بر اساس داستان‌های واقعی ساخته شده‌اند.
سینمای تقوایی، سینمایی اجتماعی و واقع‌گراست؛ در آثار او آدم‌ها واقعی هستند، تخیل او در سطح آدم‌های معمولی جامعه سیر می‌كند، علاقه‌اش بیش‌تر به نگه داشتن نفس خود برای عدم استفاده از توانایی‌های فنی وسایل امروزه در سینماست و مخاطبان با آدم‌های فیلم‌های او احساس یگانگی كرده و با آن‌ها همدردی می‌كنند. گاهی هم ضدیت با تقوایی و شخصیت‌های او مخاطب را روی صندلی سینما می‌نشاند كه این توفیق هم مدیون نگاه واقع‌گرایانه و مستندگونه‌ی تقوایی است. اگر او فیلم «باد جن» را نمی‌ساخت، اگر فیلم «اربعین» را نساخته بود، اگر «آرایشگاه آفتاب» را در مجموعه آثارش نداشت، اگر «پنج‌شنبه‌بازار میناب» را كارگردانی نمی‌كرد یا فیلم‌های جذاب «تاكسیمتر»، «تلفن»، «رقص شمشیر»، «فروغ فرخزاد»، «مشهد قالی»، «نان‌خورهای بیسوادی» و «نخل» را نساخته بود، آیا می‌توانست صاحب نگاهی شود كه «آرامش در حضور دیگران» و «ناخدا خورشید» را بسازد؟
مستندسازی برای تقوایی آن‌قدر ریشه‌یی است كه می‌توان به علاقه‌ی اولیه‌ی او به عكاسی هماشاره كرد.
اگر عكاسی ثبت واقعیت در یك لحظه است، فیلم مستند یعنی ثبت واقعیت در چندین و چند لحظه و فریم. علاقه و تجارب كیارستمی و تقوایی را نگاه كنید، شباهت آن‌ها را ببینید؛ كیارستمی هم عكاس خوبی است و چون در رشته‌ی نقاشی تحصیل كرده، رنگ‌ها و كادرهای واقعی را می‌شناسد. «اولی‌ها»، «بزرگداشت معلم» و «راننده» - به عنوان فیلمنامه‌نویس - و «رنگ‌ها»، «قضیه‌ی شكل اول، شكل دوم» و «كلوزآپ، نمای نزدیك» مجموعه‌ فیلم‌های مستند او هستند. تفاوت تقوایی و كیارستمی محیط كار آن دو بوده است؛ تقوایی برای تلویزیون كار كرده و كارهایش گزارشی - خبری است (جز فیلم‌های باد جن، اربعین و مشهد قالی كه حضور و دخالت ظریف وی به فیلم‌ها اعتبار جامعه‌شناسانه بخشیده و علاوه بر ضبط وقایع از دیدگاهی واقع‌گرا، پیام او به عنوان فیلمساز در فیلم مشهود است)، كیارستمی تابع كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان است و گرایش او به سمت مستندهای داستانی برای كودكان است، مسیری كه «نان و كوچه»، «خانه‌ی دوست كجاست»، «زیر درختان زیتون»، «زندگی و دیگر هیچ» و «طعم گیلاس» را هم در ادامه‌ی آن ساخته است.
روشن و یكدست بودن كارهای كیارستمی او را به فیلمسازی با مقبولیت جهانی تبدیل كرده است. تأثیر سینمای مستند بر فیلم‌های داستانی یا مستند - داستانی‌‌های كیارستمی به وضوح دیده می‌شود و نمی‌توان تفسیر و توضیحی به آن افزود؛ همه‌ی آثار داستانی او، از مستند حداكثر استفاده را برده‌اند. كیارستمی در نگاه واقع‌گرای خود آن‌چنان تبحری پیدا كرده كه از بازیگران غیرحرفه‌یی و ناشی‌اش در حد بهترین بازیگران حرفه‌یی دنیا بازی می‌گیرد و مرز بین این دو را همچون مرز میان مجاز و واقعیت حذف می‌كند.
در كارنامه‌ی درخشان عباس كیارستمی و در سینمای ایران نمره‌ی بیستی وجود دارد كه در انحصار اوست، آن هم برای ساخت اولین فیلم بلند ایرانی با صدابرداری سر صحنه و حذف موسیقی متن در فیلم زیبای «گزارش»؛ دو موردی كه از سینمای مستند وارد سینمای داستانی شده‌اند تا پیوند محكمی میان فیلم‌های مستند و داستانی ایجاد كنند.
اگر فیلم مستند را سندی از واقعیت معنی كنیم، گزارش چیزی جز یك فیلم مستند نیست؛ مقطعی از زمان، یك طبقه‌ی اجتماعی، یك سن خاص و یك دوره‌ی مشخص ازدواج كه عشق و دلدادگی دیگر آن‌قدر قوی نیست كه بتواند پرده‌یی بر واقعیات تلخ ناشی از ضعف‌های فردی زن و شوهر بكشد. مستند گزارش در واقع تولد فیلمساز برجسته‌یی بوده كه برای نگاهش و ثبت آن وسیله‌ی مناسبی چون سینما پیدا كرده است.
از فیلمسازان موفق دیگری كه از سینمای مستند به سینمای داستانی نقب زدند می‌توان به این كارگردانان نامدار اشاره كرد: «خسرو سینایی، بهرام ری‌پور، هژیر داریوش، محسن برزیده، محمد بزرگ‌نیا، رخشان بنی‌اعتماد، كامبوزیا پرتوی، كیومرث پوراحمد، ابراهیم حاتمی‌كیا، كیانوش عیاری، مسعود كرامتی، نصرت كریمی، همایون شهنواز، بهمن فرمان‌آرا، ابراهیم فروزش، پرویز كیمیاوی، ابراهیم مختاری، جلال مقدم، رسول ملاقلی‌پور، فرزاد مؤتمن، فرهاد مهرانفر، كامران قدكچیان، ابراهیم وحیدزاده و ...».
این چند فیلمساز معتبر هم هرگز نخواستند در سینمای داستانی بخت‌آزمایی كنند و با وفاداری كامل در سنگر مستندسازی باقی ماندند: «منوچهر طيّاب، حسین ترابی، فریدون رهنما، احمد فاروقی، هوشنگ شفتی، شاهرخ گلستان و ...»؛ بعضی از آن‌ها هم یك یا دو فیلم داستانی ساختند كه اغلب فیلم‌های موفقی نبودند.
امروز هم در سینمای مستند ایران مستندسازان بااستعداد و خوبی داریم كه قطعاً در صورت میل به تجربه‌ی سینمای داستانی، در آن پهنه نیز سینماگران موفقی خواهند بود؛ كسانی چون «فرشاد فداییان»، «مهرداد اسكویی»، «محمد شیروانی» و ...
معلوم شد كه اگر در مثل، تخم‌مرغ‌دزد، شتردزد می‌شود، در سینما عكاس به مستندساز و مستندساز به داستانی‌ساز واقع‌گرا تبدیل می‌شود كه این تبدیل و تحول را هم باید به توانایی‌های شگرف سینما افزود.

تاريخ انتشار:17/9/88
ساعت انتشار:15:45
 

Best Viewed In 1024 * 768 Resolution ©2007, Islamic Republic of Iran Broadcasting, Sima Film Information Department,
Email:
info@simafilmnews.ir

کلیه حقوق متعلق به مرکز سیما فیلم است            درج مطالب با ذکر منبع بلا مانع است