Loading ... Please wait...
سيما فيلم - رسول ملا قلي پور از نینوا تا کربلا
 
صفحه اصلیمعرفی مرکزنقشه سایتتماس با ماجستجودانلود فایل
 
20 شهریور 1389 ساعت 00:25
 
 
 
 
 
 
چاپ ارسال به دوست

 
به نام خدا
سينماي دفاع مقدس و كارگردان ها (2)
رسول ملا قلي پور از نینوا تا کربلا

سايت خبري سيما فيلم / سید رضا صائمی : تقدیر جالبی است که دو کارگردان شاخص سینمای جنگ ما  از عکاسی به سینما روی آوردند. رسول ملاقلی پور هم مثل ابراهیم حانمی کیا همین مسیر را طی کرده است. او از روزهاي آغازين انقلاب اسلامی ،عكاسي را به‌طور آماتور آغاز كرد و با شروع جنگ چند فيلم كوتاه و مستند درباره جنگ ساخت. فيلم كوتاه «شاه كوچك» را با دوربين 16 ميليمتري پيش برد كه موفق به دريافت جايزه بهترين فيلم از جشنواره وحدت شد.
نسبت پر رمز و راز حیات  حرفه ای او با زندگی شخصی اش ، تقدیر پر معنایی را رقم زد و پایان بندی داستان زندگی اش را به شکلی سینمایی و تراژدیک صورت بندی کرد چرا که ملاقلی پور در سینما با نینوا آغاز کرد و با کربلا به پایان خط رسید . همان مسیری که با سیر خط فکری و اعتقادیش مشترک بود. نخستين فيلم سينمايي ملاقلي‌پور «نينوا» (1363) نام داشت كه فيلمي جنگي بود و  نشان داد که بارقه‌هايي از استعداد در او ديده مي‌شود. او در سفر خود به کربلای معلا برای بازدید لوکیشن‌ها از فرصت استفاده کرد و مستندی نیز به نام «شش گوشه عرش» را جلوی دوربین برد که آخرین اثر او محسوب می‌شود.ملاقلی پور در سفر خود به کربلای معلا متوجه شد که هنرمندان برجسته اصفهانی در آنجا مشغول طراحی ضریح مقدس حضرت امام حسین (ع) هستند. دو شب حضور در کنار این هنرمندان به فیلم مستندی بدل شد. قرار بود بخش دیگر از تصویربرداری این فیلم مستند نیز در اصفهان انجام شود اما دست سرنوشت ، قصه دیگری برای او تعریف کرد که لوکیشن آن در دنیایی دیگر قرار داشت. او از نینوا تا کربلا ، بیست و اندی سال را در سینما طی کرد و فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشت. برای آشنایی با مسیر حرفه ای او در سینما ابتدا به  کارنامه اش نگاهی اجمالی می اندازیم و بعد به سبک و سیاق او در سینمای دفاع مقدس می پردازیم.
«بلمي به سوي ساحل» ( 1364)  از جمله نوستالوژيك ترين آثار ملاقلي پور به حساب مي آيد كه هم نسلان ما خاطرات زيادي با آن دارد.  در اواخر مهر ماه 1359، هنگامي كه خرمشهر در خطر سقوط قرار دارد، يك گردان از پاسداران به فرماندهي مرتضي براي كمك به رزمندگان اين شهر از تهران حركت مي كند و چون جاده هاي آن حوالي در دست عراقي هاست، آنان بايستي از بندر ماهشهر به وسيله هليكوپتر خود را به خرمشهر برسانند اما كوشش او براي در اختيار گرفتن هليكوپتر ناكام مي ماند و مرتضي گردانش را با يك لنج از طريق خليج فارس به خرمشهر مي رساند. او و گردانش يك روز پس از سقوط خرمشهر به آنجا مي رسند. طي نقشه اي، مرتضي همراه دو تن از بازماندگان رزمنده در خرمشهر شبانه به كمك يك بلم از كارون مي گذرد و به مواضع دشمن نفوذ مي كنند تا با تهيه نقشه از استحكامات دشمن در خرمشهر آمادگي اطلاعاتي لازم جهت ضربه زدن به عراقي ها بدست آيد. آن ها از كارون مي گذرند و طي چند روز اقامت در خرمشهر، با لباس عراقي ها اطلاعات لازم را بدست مي آورند. اما چون عراقي ها از وجود آن ها باخبر مي شوند ناچار بازمي گردند و شب هنگام، بر اثر درگيري با عراقي ها همراهان مرتضي به شهادت مي رسند و مرتضي آنان را به وسيله همان بلم به آن سوي كارون مي رساند
«پرواز در شب» از نخستين فيلم‌هاي واقعگراي جنگ است. همساني داستان فيلم با واقعه عاشورا بسيار هنرمندانه و ظريف انجام گرفته است. «مهدي نريمان» فرمانده گردان، قمقمه‌ها را به خود مي‌بندد و در جست‌و‌جوي آب براي همرزمان تشنه لبش رهسپار مي‌شود. او حضرت ابوالفضل عليه‌السلام را به ياد مي‌آورد و نريمان هم مانند حضرت هنگام آوردن آب به شهادت مي‌رسد. نريمان همانند سلحشوران عاشورا رجز مي‌خواند و به قلب دشمن مي‌زند. موسيقي «پرواز در شب» با الهام از ريتم نوحه‌اي در رثاي حضرت ابوالفضل عليه‌السلام در اين فصل به تصاوير فيلم جلوه‌اي تأثيرگذار مي‌دهد.
«افق» فيلمي حادثه‌پرداز در سينماي دفاع مقدس است. جلوه‌هاي ويژه فيلم در آن مقطع از سينماي ايران ديدني بود. «افق» به دليل ويژگي‌هاي حادثه‌پردازش تبديل به يكي از فيلم‌هاي پرفروش سال شد.
ملاقلي‌پور در «مجنون» مضموني عاشقانه و اجتماعي را برمي‌گزيند. «مجنون» شروع گرايش ملاقلي‌پور به سينماي اجتماعي بود. شخصيت اصلي فيلم گرفتار يك گروه تروريستي مي‌شود و براي گرفتن پول با اين گروه همكاري مي‌كند و در ضمن درگير يك ماجراي عشقي هم مي‌شود. لحظه‌اي كه مرد عاشق كه به وصال دختر نرسيده پشت ماشين گريه مي‌كند تأثيرگذار است. «پناهنده» (1373) ادامه فيلمسازي اجتماعي رسول ملاقلي‌پور بود. فيلم داستان رزمنده‌اي منزوي و بريده از روزگار را تصوير مي‌كند كه زن و شوهري عضو گروهك‌هاي معارض كه پشيمان شده‌اند به وي پناه مي‌برند. اين زن و شوهر هم آرمانگراياني بودند كه فريب شعارهاي گروهك‌ها را خورده‌اند و اكنون آنها هم به انزواي رزمنده مي‌پيوندند و از وي ياري مي‌جويند. اتاق پر از عكس شهدا است و نوحه‌خواني در آن حال و هوايي عاشقانه و عرفاني دارد.
در «سفر به چزابه» (1374)‌، ملاقلي‌پور در يك سفر ذهني جذاب كاراكترهاي اصلي خود، يعني يك فيلمساز و يك آهنگساز جوان را به روزهاي دفاع مقدس و خط مقدم جبهه مي‌برد. اين تجربه ذهني و سوررئال حس نوستالژي را در كاراكترهاي اصلي و تماشاگران فيلم بيدار مي‌كند. هرچند تصوير جنگ پر از آتش و خمپاره و خشن نشان داده مي‌شود، ولي ملاقلي‌پور در پس اين تصوير آدم‌هاي جنگ را بسيار دوست داشتني و از خودگذشته و بااخلاص نشان مي‌دهد. اوج اين رويكرد در انتهاي فيلم است كه فرمانده با تن زخمي به لوله تانك تكيه مي‌دهد، بدين ترتيب صحنه‌اي حماسي خلق مي‌شود. «سفر به چزابه» فيلمي سرشار از لحظه‌هاي معنوي و عاشقانه و پايمردي رزمندگان است. فيلم در ضمن اولين تجربه يك روايت ذهني درباره دفاع مقدس است.
فيلم «نجات يافتگان» (1374) اولين فيلم دفاع مقدس است كه شخصيت اصلي‌اش يك زن است. يك رزمنده ناخواسته در مسير يك دختر امدادگر (عاطفه رضوي) قرار مي‌گيرد. صحبت‌هاي بين رزمنده و دختر امدادگر حكايت از چالشي دارد كه تماشاگر را به فكر فرو مي‌برد؛ رزمنده مي‌خواهد در بدترين لحظات حتي ذره‌اي از آرمان‌هايش كوتاه نيايد، ولي دختر امدادگر او را متوجه موقعيت حساسشان مي‌كند و در مورد باورهاي سياسي و اخلاقي رزمنده با وي بحث مي‌كند. اين صحبت‌ها جلوه‌اي جديد از يك فيلم جنگي پيش‌روي‌مان مي‌گشايد. «نجات يافتگان» آميزه‌اي از آرمان‌ها در كنار واقعيت‌هاي زندگي است.
«هيوا» (1376) دومين فيلم جنگي ملاقلي‌پور است كه در آن به تجربه‌هاي ذهني و سوررئال دست مي‌زند. صحنه پاياني فيلم كه زن ديوار كانال را مي‌شكافد و با محبوبش در حالي كه زخمي و خسته است برخورد مي‌كند و جملات عاشقانه‌اي كه رد و بدل مي‌شود بسيار تأثيرگذار و نوستالژيك است و اين سكانس از سكانس‌هاي به ياد ماندني دفاع مقدس است. اين سكانس تجربه‌اي ذهني و خلاقانه و بسيار شيرين و جذاب است كه تا مدت‌ها در ذهن تماشاگر باقي مي‌ماند.
در «نسل سوخته» (1378) باز ملاقلي‌پور به مشكلات و معضلات اجتماعي مي‌پردازد. فيلم نشان مي‌دهد كه بخشي از نسل جوان در بستر مسائل مادي و بزهكاري دچار فساد و تباهي شده اند. در اپيزود اول نماينده دادستان مي‌خواهد ساختمان نيروي انتظامي را به نفع بساز و بفروش‌ها مصادره كند، چند تن از پرسنل دولتي به خاطر تنگدستي به رشوه‌خواري تن داده‌اند و ... ملاقلي‌پور با نسل سوخته نشان مي‌دهد كه چقدر نگران نسل جوان است؛ جواناني كه مشكلات متعددي دارند و حتي آرمانگرايان گذشته و بازگشته از جنگ هم گاه نمي‌توانند آنها را از چنبره معضلات اجتماعي رهايي بخشند.
«قارچ سمي» (1380) هم فيلمي اجتماعي است كه به تك افتادگي رزمنده‌اي قديمي در ميان زد و بندهاي صاحبان زر و زور مي‌پردازد. رزمنده‌اي كه به ارزش‌هاي دوران جنگ هنوز پايبند است و مي‌خواهد جلوي كژروي ها را بگيرد و با صاحبان قدرت و ثروت به مقابله برخيزد، اما آنها مي‌خواهند وي را از آرمان‌هايش دور سازند.
ملاقلي‌پور در «مزرعه پدري» (1382) باز تجربه ذهني «سفر به چزابه» و «هيوا» را به شكلي جديد عرضه مي‌كند. رزمنده‌اي كه زن و دخترش كه شهيد شده‌اند را هميشه همراه خود مي‌بيند، اما از آنجايي كه اين تفكيك خيال از واقعيت درست انجام نمي‌گيرد برخي از تماشاگران وقتي در آخر فيلم مي‌فهمند كه زن و دختر رزمنده شهيد شده‌اند كمي گيج مي‌شوند، چرا كه تفكيك واقعيت با خيال به گونه‌اي بايد انجام شود كه مثل «سفر به چزابه» و «هيوا» تماشاگر بتواند مسير روايتي روشن و مشخص را دنبال كند.
البته پس از«به نام پدر » که فيلمي در مورد پيامدهاي جنگ و رابطه پدر و دختري است که انفجار يک مين در زير پاي دختر و مصيبتي که براي او بواسطه مواجهه با مين هاي خنثي نشده پيش مي آيد ،‌باعث مي شود تا پدر در چالش با خود و ارمان هايش برآيد ،‌ آخرين فيلم زنده‌ياد ملاقلي‌پور «ميم مثل مادر» (1385) بود. فيلم ملودرامي ديدني است و عشق مادر به فرزند به خوبي در آن موكد است. ملاقلي‌پور فيلم خود را به همه مادران تقديم كرده است و در مصاحبه‌اي گفته است كه براي تجليل از زحمات مادرش هميشه مي‌خواسته فيلمي درباره مادران بسازد و به حق كه او با «ميم مثل مادر» به خوبي توانسته پاسخ زحمات مادرش را بدهد.
اگر به همین مرور اجمالی آثار ملاقلی پور هم که دقت کنیم به مولفه های سینمای او پی خواهیم برد. بر اساس همین ویژگی هاست که برخی او را کارگردانی مولف می دانند. نگاه اجتماعی به جنگ و آدم های آن ، درونمایه عاطفی و حسی ، توجه به جلوه های ویژه و تکنیک های سینمایی و استفاده از تمهیدات سورئالیستی و انتزاعی از جمله شاخص های سینمای ملاقلی پور است که هر کدام از این عناصر یا ترکیبی از آنها را می توان در فیلمهایش ردیابی کرد. ملاقلي پور توجه زيادي به جذابيتهاي  بصری و تصويري داشت. او همواره در آثارش توجه خاصي به جذب مخاطب در كنار ارائه مضمون نشان مي داد. همين مسأله نيز باعث شد در هر اثر او نسبت به فيلم قبلي خود توجه بيشتري به جلوه هاي ويژه، فيلمبرداري و ساير عوامل جذابيت ساز نشان بدهد كه البته اين به معناي موفقيت در جذب تماشاگر تلقي نمي شود. به طور کلی آثار او در گیشه با موفقیت چندانی روبرو نمی شد و مثل آثار حاتمی کیا ، مخاطبان زیادی نداشت . البته باید حساب« میم مثل مادر» را از این مسئله جدا کرد. «میم مثل مادر» یک ملودرام اجتماعی بود که با ذائقه مخاطبان ایرانی همسو بود وآن را باید تافته جدا بافته ای در سینمای ملاقلی پور قلمداد کرد. وی به دلیل علاقه و وابستگی شدیدی که به مادرش داشت این فیلم را ساخت و به روح او تقدیم کرد. این وابستگی به قدری زیاد بود که وی یکسال بیشتر از مرگ مادرش نتوانست دنیا را تحمل کند و به سوی او پرواز کرد.
ملاقلی پور سختیهای زیادی کشید و در فقری شدید بزرگ شد . ورود او به عرصه فیلم سازی نیز با دشواری های زیادی روبرو بود . او در جايي گفته بود :"آن دوره اي كه هم نسلان من وارد عرصه سينما شدند، به سختي وارد اين كار مي شدند. چه خودي و چه غيرخودي، مي زدند توي سر آدم و هزار بهانه مي آورند و مشكل ايجاد مي كردند. با اين حال، ما وقتي وارد سينما شديم، جريان ساختيم و موج ايجاد كرديم. بسياري از چيزها را كه در آن دوره شايد در سينما خط قرمز بود، روي پرده سينما گفتيم. شما اگر به فيلم «پرواز در شب» نگاه كنيد و زمان ساختش را در نظر بگيريد، مي فهميد كه در آن دوره بسياري از مسائلي را كه حتي الان نمي شود طرح كرد، مطرح كرديم. به خاطر اين كه آن موقع جوان بوديم و جرأت و جسارت داشتيم. مسؤولان ما هم بخش اعظمشان جوان بودند و جرأت پذيرش آنها به مراتب بيش از امروز بود. شما به عنوان يك جوان و نسل جديد فيلمساز، مي توانيد جريان ساز باشيد. براي اين كه جرأت و جسارت داريد. اين جرأت را داريد كه حق و حقوقتان را بخواهيد. حقوقي كه حقتان است و بايد آن را از مسؤولان مطالبه كنيد. ما آن موقع مطالبه كرديم. الان قرار نيست كه من در قالب جنگ يا راجع به مسائل جنگ حرفهايي بزنم كه به نظر جوانان خط قرمز است. به نظر من در جنگ، خط قرمزي وجود ندارد. هر چه درباره جنگ بوده، عيان است. اگر در سينما گفته نمي شود، در كتابهاي جنگ گفته مي شود. اگر يك بخشي در كتابهاي جنگ گفته نمي شود، در شب خاطره ها گفته مي شود. اگر آنجاها هم گفته نمي شود، وقتي كه بچه ها دور هم جمع مي شوند به راحتي حرفها را به هم مي زنند. اصلاً خط قرمزي وجود ندارد. خود مسؤولان مي گويند خط قرمز و خودشان هم كه آن را خط قرمزها را ايجاد مي كنند، مي شكنند."
از خصوصیات دیگروي  که حتی از سوی بازیگران فیلمهایش به وي نسبت داده می شد  عصبانیت او بود که البته ترکیب صورتش نیز به این سو تفاهم دامن می زد. خودش در این باره گفته است: " من در مورد اين كه بعضي اوقات سرصحنه آدم فوق العاده خشني هستم، شك ندارم. هر كسي شيوه اي براي كار دارد. شيوه بازي گيري يا در آوردن يك سكانس، گاهي نياز به عصبانيت دارد يا بايد عصبي بودن را بازي بكنم. سر كار من اگر كسي رياكارانه كار كند و يا بخواهد از مذهب به عنوان يك وسيله استفاده كند و بي عرضگي خودش را با الفاظ مذهبي توجيه كند يا به شكل هاي ديگر بخواهد از زيركار در برود و توجيه روشنفكري كند، من با او خيلي شديد برخورد مي كنم، خيلي شديد. ولي آدمهايي كه حرفه اي كار مي كنند و وظيفه خودشان را مي دانند (ربطي به تحصيلات و جايگاهشان هم ندارد) حال چه سوپراستار باشد يا حتي كسي كه چايي مي دهد، براي من خيلي ارزشمندتر هستند. چنين كسي بايد بداند كه سركار، من را نوكر خودش كرده و من ديوانه وار دوستش دارم. ولي اگر بخواهد تنبلي خودش را توجيه كند، ناگزيرم با او به تندي برخورد كنم".
او در اين اواخر به شدت از فيلمسازي و سينما احساس خستگي مي كند و بارها نيز اعلام كرده بود ديگر فيلم جنگي نخواهد ساخت. ساخت «ميم مثل مادر» كه در فضاي متفاوت از ژانر دفاع مقدسي توليد شد به اين مساله دامن زد . يک بار نامه اي نوشت با عنوان خداحافظ سينما. خداحافظي که چندي طول او در تيتر اين نامه چنين آورده بود: "چه حاصل از اينکه کي بودم و چه کردم؟ منتي هم نيست و صد البته که طلبکار هم نيستم حرف من بماند با تاريخ."
رسول ملاقلي پور از جمله فيلمسازاني بود كه در عين تعلق خاطر ايدولو‍ژيك و اعتقادي به سينمايي كه به آن تعلق داشت از منتقدان جدي آن هم به حساب مي آمد . در واقع او يك خودي طغيانگر بود كه با همه تلخي اش ، دوست و دشمن را از خود نرنجانده بود . روحش شاد.

تاريخ انتشار:8/6/88
ساعت انتشار:16:45
 

Best Viewed In 1024 * 768 Resolution ©2007, Islamic Republic of Iran Broadcasting, Sima Film Information Department,
Email:
info@simafilmnews.ir

کلیه حقوق متعلق به مرکز سیما فیلم است            درج مطالب با ذکر منبع بلا مانع است